بیشتر اپهای همراه پاسخگویی با هوش مصنوعی فشار اضافه میکنند: مسدودسازی، ردیابی، احساس گناه. چرا این مدل برای بیشتر آدمها جواب نمیدهد و پاسخگویی نرمتر چه شکلی است.
عبارت «اپ همراه پاسخگویی با هوش مصنوعی» را جستوجو کنید؛ بیشتر چیزی که بالا میآید نرمافزاری است که جلوی استفاده از گوشی را میگیرد، ساعتهایی را که در Reddit گذراندهاید میشمارد، یا شما را با غریبهای جفت میکند که اگر تمرینتان را ثبت نکنید ساعت 6 صبح برایتان پیام میفرستد. این ابزارها یک مدل ذهنی مشترک دارند که حدود یک دهه پیش در فرهنگ بهرهوری جا خوش کرد: راه وادار کردن آدمها به کارهای سخت، اضافه کردن فشار است، اضافه کردن عواقب، اضافه کردن نظارت. شکست را پرهزینهتر کن، لغزش را دیدنیتر کن، بیعملی را گناهآلودتر کن.
آن مدل برای نوع خاصی از آدم در موقعیت خاصی جواب میدهد. برای تقریباً بقیه جواب نمیدهد. این نوشته دفاعی است از تعریفی نرمتر برای پاسخگویی به کمک هوش مصنوعی، و از چیزی که در Nudge ساختیم.
قبل از رسیدن به نرمافزار، خوب است ببینیم پاسخگویی بین آدمهایی که در آن خوباند چطور کار میکند. آن همراه پاسخگویی بهدردبخور، همانی که واقعاً کمک میکند، چند کار مشخص انجام میدهد:
یادشان میماند گفتهاید قرار است چه کاری کنید. یکشنبه که آن را گفتید، چهارشنبه یادشان هست. این بخش ساده است و همانجایی است که بیشتر آدمها دوستشان را تنها میگذارند. گفتید قرار است آن پروژه را شروع کنید و سه هفته کسی دیگر حرفش را نزد.
در لحظههای معقول میپرسند. نه تصادفی، نه سر شام، نه وقتی معلوم است تحت فشارید. وقتی جای بازی در گفتوگو هست، مسیر را عوض میکنند و با علاقه واقعی میپرسند «آن کار چطور پیش میرود؟». زمانبندی مهم است. یک «راستی، تماس سهشنبه چطور بود؟» در زمان درست به کار میآید. همان سؤال ساعت 11 شب که میخواهید سبک شوید، آزاردهنده است.
برای لغزش تنبیهتان نمیکنند. یک همراه پاسخگویی خوب به «شروع نکردهام» با دلخوری جواب نمیدهد. با یک سؤال واقعی جواب میدهد: «هنوز کار درستی است؟ چه چیزی سد راه است؟» هدف این است که بفهمیم آن کار هنوز جایش در فهرست شما هست یا نه، نه اینکه حالتان را بابت انجام ندادنش بدتر کنیم.
پیشرفت کوچک را جشن میگیرند. وقتی میگویید شروع کردهاید، متوجه میشوند. وقتی خبر میدهید تمامش کردهاید، خوشحال میشوند، آن هم نه از سر نمایش. پاسخگویی خوب گرمایی دارد.
میگذارند کنار بکشید. سختترینش همین است. همراه پاسخگویی خوب میداند بعضی هدفها باید کنار گذاشته شوند و کمک میکند کنارشان بگذارید، بیآنکه حس شکست به شما بدهد. هر کاری که در فهرستتان است ارزش تمام کردن ندارد.
ببینید چه چیزهایی در این فهرست نیست. مسدود کردن اپهایتان. گرفتن گوشیتان. منتشر کردن شکستتان در شبکههای اجتماعی. ایجاد شرم. آدمهایی که در پاسخگویی خوباند این کارها را نمیکنند، چون جواب نمیدهد. نتیجهاش اطاعت کوتاهمدت است و اجتناب بلندمدت.
بیشتر نرمافزارهای این دسته مدل مربی باشگاه را به ارث بردهاند؛ مدلی که حالت خاص و باریکی است و به بقیه موقعیتها تعمیم پیدا نمیکند. فرضش این است:
آدم میداند باید چه کار کند. فقط باید مجبورش کرد انجامش دهد. این برای بیشتر کارهای فکری امروز غلط است؛ جایی که نصف مسئله اصلاً فهمیدن کار درست است.
مشکل آدم اراده است. پس نرمافزار بهجای او با ارادهاش میجنگد؛ با مسدود کردن اپها یا بستن محتوا. این برای رفتارهای مشخص جواب میدهد (مثلاً شبکههای اجتماعی در ساعت کاری) و برای تقریباً هر چیز دیگری شکست میخورد.
اصطکاک بیشتر یعنی نتیجه بهتر. سختتر کردن کار اشتباه ابزاری کند و بیظرافت است. کار درست را هم وقتی شرایط عوض میشود سختتر میکند. نرمافزاری که در بازه تمرکز شما Twitter را میبندد، وقتی رئیستان چیزی فوری دایرکت میدهد هم همان را بسته نگه میدارد.
احساس گناه انگیزهساز خوبی است. اعلانی که میگوید «5 روز است کارهایت را تمام نکردهای» برای ایجاد ناراحتی طراحی شده. ناراحتی به بعضیها انگیزه میدهد. بیشتر آدمها را هم وادار میکند اپ را پاک کنند. اعلانهای مبتنی بر احساس گناه روی مغزهای ADHD بهخصوص بد مینشینند.
نتیجه، دستهای از نرمافزار است که برای مخاطبی باریک خوب کار میکند (آدمهای بسیار خودگردان که از قبل عادتهای تقریباً خوبی دارند و کمی اجبار بیشتر میخواهند) و برای بقیه شکست میخورد. که میشود بیشتر آدمها.
مدل سختگیرانه چند شکل دارد. Overlord دستگاههایتان را میبندد و میتواند وقتی بلغزید به دوستانتان پیام بدهد. Nag Bot و Dewey طبق برنامه سر میزنند. StickK و Beeminder وادارتان میکنند روی هدفهایتان پول بگذارید. Focusmate شما را با یک غریبه برای کار مشترک بیصدا جفت میکند. هرکدام برای کسی جواب میدهد. هیچکدام از راه بهیاد داشتن حرف شما و پرسیدن در لحظهای خوب کار نمیکنند.
این تعریفی است نزدیکتر به کاری که پاسخگویی خوب بین آدمها واقعاً میکند:
یادش میماند گفتهاید قرار است چه کاری کنید. وقتی سه روز پیش کاری را اضافه کردید و گفتید میخواهید «این هفته» انجامش دهید، سیستم جمعه صبح یادش هست که هفته دارد تمام میشود. منتظر نمیماند تا خودتان متوجه شوید.
در لحظههای خوب سر میزند. نه با تایمر. وقتی جای معقولی باز میشود. بعد از تمام شدن یک جلسه، اواسط صبحِ یک روز خلوت، وقتی اپ را برای چیز دیگری باز کردهاید. یک سرزدن خوب حس یادآوری یک دوست را دارد، نه شلیک یک هشدار تقویم. این همان ایده اصلی است در علم یادآوری در زمان درست: زمانبندی از تکرار مهمتر است.
جواب صادقانه دادن را آسان میکند. یک پرسش پاسخگویی نرم سه جواب دارد، نه یکی. «انجامش دادم» / «امروز انجامش میدهم» / «انجامش نمیدهم، بیا کنارش بگذاریم.» گزینه سوم همانی است که بیشتر نرمافزارهای پاسخگویی پیشنهادش نمیدهند و همانی است که بیشتر از همه اهمیت دارد. سیستم خوب حاضر است بگذارد چیزهایی را از فهرست بردارید.
تمام شدن کارهای کوچک را جشن میگیرد. وقتی چیزی را انجامشده علامت میزنید، جوابش گرم است اما اغراقآمیز نیست. نه کاغذرنگی، نه فشار «هفتمین هفته پیاپی!». فقط یک تأیید کوچک و حرکت آرام به جلو.
برای لغزش شرمندهتان نمیکند. اگر چهار روز اپ را باز نکردهاید، وقتی برمیگردید سیستم احساس گناه به شما نمیدهد. فقط دوباره جهت میگیرد. «اینها هنوز در فهرستتان است. اینها کهنه شده. بیا از نو شروع کنیم.» لغزش معمولاً یک نشانه است، نه نقص شخصیت. بیشتر در چرا پیگیری تا انجام کار از هم میپاشد.
حاضر است ساکتتر شود. شاید مهمترین مورد همین باشد. نرمافزاری که واقعاً میخواهد کمک کند باید بفهمد اعلانهایش نمینشیند و عقب بکشد، نه اینکه شدت را بالا ببرد. اپی که وقتی فاصله میگیرید بیشتر غر میزند، در کارش شکست خورده است.
ساختن نرمافزار پاسخگویی نرم از ساختن نرمافزار مسدودکننده سختتر است، چون سیستم باید قضاوت کند. کِی سر بزند. سؤال را چطور بپرسد. کِی جدیتر شود و کِی عقب بکشد. کِی بگذارد یک کار برود.
جواب معمول در طراحی محصول این است که همه اینها را به شکل تنظیمات بیرون بگذارند. «یادآورها چقدر سمج باشند؟» سه سطح، کاربر انتخاب میکند. مشکل این است که بیشتر کاربرها جواب درست را از قبل نمیدانند و نمیخواهند یک پنل تنظیمات تازه را تنظیم کنند. جواب درست «همه پیچها را بیرون میگذاریم» نیست. «پیشفرضهای خوب انتخاب میکنیم و بر اساس آنچه میبینیم تنظیمشان میکنیم» است.
این یعنی سیستم باید واقعاً حواسش باشد. کِی یادآورها را رد میکنید؟ کِی خودتان اپ را باز میکنید؟ کِی چیزها را انجامشده علامت میزنید و کِی میگذارید کهنه شوند؟ اینها همان نشانههایی است که به یک سیستم پاسخگویی نرم اجازه میدهد مثل یک دوست فهمیده رفتار کند، نه مثل یک آلارم بیظرافت.
به فروتنی واقعی درباره توان نرمافزار هم نیاز دارد. بخشی از پاسخگویی، همان بخشی که یک آدم واقعی برایش مهم است شما کار را به سرانجام برسانید، با کد بازتولید نمیشود. نرمافزار میتواند بخش بهیاد داشتن و بخش زمانبندی خوب را شبیهسازی کند. بخش اهمیت دادن را نمیتواند. یک محصول پاسخگویی هوش مصنوعی فهمیده باید درباره این صادق باشد.
موقعیتهای مشخصی هست که مدل سختگیرانه در آنها درست است.
اگر میخواهید رفتاری اجباری را بشکنید (زیادهروی در یک اپ خاص، مشروب، یک الگوی قمار مشخص)، نرمافزار مسدودکننده واقعاً به کار میآید. همان سختی نکته اصلی است. یادآوری ملایم کمکی نمیکند؛ یک در بسته و محکم کمک میکند.
اگر در یک رابطه پاسخگویی با مربی یا درمانگر واقعی هستید، کار نرمافزار پشتیبانی از آن رابطه است، نه جایگزینیاش. اعلانهایی که پیشرفت را با یک آدم واقعی در میان میگذارند از اعلانهایی که فقط به شما تلنگر میزنند قویترند.
اگر تعهدی بسیار مشخص و بسیار وابسته به زمان دارید (دارو، ثبت روزانه دیابت، کارهای الزامی دستور دادگاه)، سیستم باید سختگیر باشد و عقب نکشد، چون هزینه از دست دادنش بالاست. پاسخگویی نرم برای کارهایی است که هزینه یک روز از دسترفته «دردسر» است، نه «اورژانس پزشکی». آن یک مسئله محصولِ دیگر است: یادآورهایی که تا انجامشان ندهید نمیروند.
Nudge به معنای سنتی اپ پاسخگویی نیست. چیزی را مسدود نمیکنیم، شما را با شریکی جفت نمیکنیم، جایی هم از دسترفتههایتان را منتشر نمیکنیم. اما محصول تلاش میکند نسخه نرمتر پاسخگویی را نگه دارد: یادش میماند چه گفتهاید، در لحظههای معقول سر میزند، و حاضر است بگذارد چیزهایی را کنار بگذارید بیآنکه حالتان بد شود.
عمداً هم با گذشت زمان ساکتتر میشویم. هدف بیشینه کردن اعلانها نیست. زمانبند طوری تنظیم شده که با یاد گرفتن الگوهای شما رو به پایین برود، نه بالا، و کارهایی را که پیش نمیروند کنار بگذارد. اگر کاری سه هفته در فهرستتان مانده و هر یادآوری را نادیده گرفتهاید، برنامهریز متوجه میشود و میپرسد هنوز جایش در فهرست هست یا نه.
ادعا نمیکنیم این جای یک همراه پاسخگویی انسانی خوب را میگیرد. چنین آدمهایی کمیاب و باارزشاند و دوستی فهمیده که سر شام میپرسد «پروژه چطور پیش میرود؟» کاری میکند که نرمافزار کامل از پسش برنمیآید. اما برای کار روزمره بهیاد داشتن اینکه گفتهاید قرار است چه کنید، و سر زدن در لحظهای معقول بدون احساس گناه دادن، فکر میکنیم پاسخگویی نرم مدل بهتری است از مدل مسدود کردن و فشار آوردن که بیشتر اپهای پاسخگویی هوش مصنوعی به ارث بردهاند.
پاسخگویی هممعنی فشار نیست. مؤثرترین پاسخگویی بین آدمها گرم است، به یاد میآورد، صبور است و حاضر است چیزها را رها کند. نرمافزاری که مدل مربی باشگاه را کپی میکند این را نمیبیند. نرمافزاری که میخواهد مدل دوست فهمیده را کپی کند باید بیشتر زحمت بکشد، اما در نهایت به آدمهای بیشتری کمک میکند.
Nudge یک اپ یادآور است که یادش میماند چه گفتهاید، بیآنکه بابتش غر بزند. رایگان روی iPhone و وب. بیشتر در ساختن هوش مصنوعیای که میداند کِی ساکت شود، چرا اپ مدیریت کارهایتان جواب نمیدهد، و اپهایی که کمک میکنند کار را شروع کنید.
Nudge تقویمت را میخواند و عادتهایت را میآموزد، و بعد هر یادآوری را برای وقت مناسب نگه میدارد.